مرتضى مطهرى

889

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معنوى دارد به دست مىآورد و كسب مىكند . حال وقتى انسان كار خوب مىكند كسبهايش كسبهاى خوب است ، كار بد كه مىكند كسبهايش از همين قبيل است ، قساوت را كسب مىكند ، رِيْن و زنگ را كسب مىكند ، سياهى دل و امثال آن را كسب مىكند . پس قرآن در پذيرش دعوتها از جمله چيزهايى كه روى آن تكيه مىكند اين گونه مسائل است كه با منطق ماديت تاريخ سازگار نيست . حرفهايى از قبيل اينكه دلْ سياه شده يا نشده ، يك سلسله معانى است كه تا انسان به يك نوع اصالتى براى روح و معنويت قائل نباشد هيچ مفهوم ندارد . 2 . عادت اجتماعى يك مانع ديگر كه اين هم باز مادىِ به اين معنا نيست بلكه روحى است عادت اجتماعى است . قرآن روى اين مسئله تكيه دارد ، خيلى هم تكيه دارد ، كه يكى از چيزهايى كه مانع پذيرش دعوتها مىشود تمكين يك عادت است . يك چيزى اگر به صورت يك سنت اجتماعى و يك عادت دربيايد ديگر اين مىشود يك حالت روحى و مردم در آن تثبيت مىشوند ، بعد وقتى كه پيغمبران مىآيند مردم را دعوت مىكنند ، اينها مىگويند : تو مىگويى ما يك كارى بكنيم بر خلاف روش پدران ما در گذشته ؟ ! خيلى سالها پيش من از احوال همهء انبيا استخراج كردم ، ديدم كه در دعوت انبيا هركدام از پيغمبران در برخورد با قوم خودشان يك وجه مشترك دارند و يك وجوه اختصاصى . مثلًا هر پيغمبرى آمده مردم را به توحيد و به معاد دعوت كرده . تذكرِ به مبدأ و معاد يك امر مشترك ميان همهء پيغمبران است . ولى هر پيغمبرى يك تكيه گاه خاصى در دعوت خودش دارد ، براى اينكه قومش دچار يك انحراف خاص‌اند . يك پيغمبر مردمش مردم كم فروشى هستند ، مثل شعيب ، دائماً سروصدا دارد با مردم راجع به اينكه : وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ « 1 » . قوم ديگر مثل قوم لوط گرفتارى ديگرى دارند . يكى از آن چيزهايى كه هر پيغمبرى با آن مواجه بوده مسئلهء تقليد است . [ اقوام ] تا با پيغمبرشان مواجه مىشدند مىگفتند تو يك چيزى بر خلاف عادات پدران ما مىگويى : إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ « 2 » ( يا مُقْتَدُونَ « 3 » ) . يكى و دو تا نيست . بنابراين ، اين خودش يك مسأله‌اى است كه اگر يك امرى به صورت يك عادت درآمد ، [ شخص ] حتى عليه مصالح و منافع خودش به حكم عادت اين كار را مىكند .

--> ( 1 ) هود / 85 ، شعراء / 183 . ( 2 ) زخرف / 22 . ( 3 ) زخرف / 23 .